پژوهش

از هنرمند بزرگ به هنرمند کوچک! موردیکای جرستین| زهرا کبیری

بیست و سه تصویرگر مطرح با کودکان درباره ی هنرشان سخن می گویند.
برگرفته از کتاب: از هنرمند بزرگ به هنرمند کوچک!
این قسمت از زبانِ موردیکای جرستین. تصویرگر امریکایی
ترجمه: زهرا کبیری. نشر وَرتا

تا جایی که یاد دارم، همیشه عاشق نقاشی کردن و نگاه کردن به تصاویر بودم. وقتی چهار پنج ساله بودم، مادرم برایم یک آلبوم درست کرد. داخل آن بازسازیهای نقاشیهای معروفی که از مجله ها بریده بود را می گذاشت. این دفتر برایم مثل یک موزه ی هنری شخصی بود. در کف اتاق لم می دادم و بارها و بارها آن را مرور می کردم تا جایی که هر تصویر را به خاطر می سپردم.
من عاشق هنرمندان قدیمی و جدیدترها بودم‌ ولی به نقاشیهای شخصیتهای "بت من" و "باگزبانی" در کتابهلی کمیک هم علاقمند بودم. و همچنین تصاویر کتابهای "دکتر زوس" و "واندا گاگ" و بسیاری تصاویر دیگر.
چیزی که همیشه میخواستم در نقاشیهایم پیاده کنم، این بود که احساساتم را درباره چیزها بیان کنم: یک جور حس، قطعه ای موسیقی یا احساسم نسبت به یک شخص یا اتفاقی خاص.
این چیزی ست که همچنان سعی در انجامش دارم. تلاش می کنم تصاویری خلق کنم که درباره ی چیزی نیست، بلکه کاری می کند که چیزی را احساس کنید: چیزی درباره یک اتفاق، شخص یا حتی درباره خود نقاشی.
بعد از سالها امتحان کردن انواع و سبکهای مختلف نقاشی و مداد و پاستل، به روشی رسیده ام که با آن بیشترین احساس راحتی را دارم، روشی که شبیه خود من است. اما هنوز، معتقدم که هر تصویری که خلق می کنم، بر اساس تصویری است که قبلا جایی دیده ام- در موزه، کتاب کمیک، پوستر یا جایی در زندگیم.
ما به عنوان افرادی که نقاشی و طراحی می کنند، همه به وسیله تصاویری که خلق می کنیم، ارتباط برقرار می کنم. هنرمندانی که امروزه کار می کنند، نقاشی، کتاب تصویری و کاریکاتور خلق می کنند، و حتی آنهایی که صدها یا هزاران سال قبل زندگی می کرده اند، مثل نقاشان دیوار غارها در فرانسه و اسپانیا، همه با ما حرف می زنند و بهمان چیزی را که می بینند و اینکه چطور احساس می کنند را نشان می دهند.
من با تصاویرم پاسخ می دهم و تو با تصاویرت پاسخ می دهی.
همکار نقاش و طراح تو: موردیکای جرستین